تبليغاتX
از دشت آهوان

 و من‌ دارم‌ كشته‌ مي‌شوم‌

به‌ دست‌ كساني‌ كه‌ در جنگ‌

يا نگرانشان‌ بودم‌

يا از سهم‌ نان‌ خويش‌ به‌ آنان‌ داده‌ بودم‌.

 

تلفن‌ زنگ‌ مي‌زند؛

-بله‌، بفرماييد!

دوست‌ قديمي‌ام‌ است‌؛

مي‌گويد: و من‌ دارم‌ كشته‌ مي‌شوم‌

به‌ دست‌ كساني‌ كه‌ در جنگ‌

از سهم‌ نفت‌ خويش‌ به‌ آنان‌ داده‌ بودم‌.

 

در مي‌كوبند؛

-جانم‌؟ كيه‌؟

همسايه‌ام‌ است‌؛

مي‌گويد: و من‌ دارم‌ كشته‌ مي‌شوم‌

به‌ دست‌ كساني‌ كه‌ در جنگ‌

مراقبشان‌ بوده‌ام‌

و حالا پول‌هاي‌ خُرد مرا هم‌ مي‌گيرند؛

و من‌ نگرانم‌.

 

حق‌ دارد نگران‌ باشد،

چون‌ آنان‌ دارند كشته‌ مي‌شوند

به‌ دست‌ خويش‌؛

و  انگار اين‌ است‌ زندگي‌. 

+ نوشته شده در جمعه 5 مهر1387 توسط ا. هـ |