يكي از زيباترين نيايشهاي ما، نيايش ويژه سال نو است؛ نيايشي كه در هنگام گشتن سال به نو، بازميخوانيم؛ نيايشي كه كوتاه، اما بسيار پربار، انديشمندانه، شاعرانه و در عين حال نيازمندانه است:
اي گردانندي دلها و ديدهها
اي پديدآورنده ي روزها و شبها
اي گرداننده ي سالها و حالها
بگردان حال ما را به نيكترين حالها!
در اين نيايش، از خدا كه گرداننده (ديگرگون كننده) دلها و ديدهها است، از خدا كه پديدآورنده روزها و شبها است، از خدا كه گرداننده (متحول كننده) سالها و حالها است، درخواست نميکنیم كه ثروت و قدرت و اهميت به ما عطا کند؛ و درخواست نمی کنیم که نيازهاي مادي و حتي معنوي ما را برآورده نماید. بلكه فقط از او تقاضایي كوچك اما روحاني داریم و آن این است که لطف نمايد و همراه با گرداندن حال جهان و طبيعت و هستي، حال ما را نيز بگرداند به حالی بهتر.
آری، همه لطف اين نيايش كوتاه به اين است كه از خدا، از خدايي كه توانايي آفرينش و گردش دلها و ديدهها و روزها و شبها و سالها و حالها را دارد، درخواست می کنیم که حال ما را تغییر بدهد. زيرا واقعيت اين است كه احساس خوشبختي و رضايت، در داشتن حال «خوش» و «خوش حال» بودن است. چنانكه دانشمندان علوم انساني نيز ديرگاهيست دانسته اند كه اغلب دشواريها و دژخوییها و خواريها و تلخيهايي كه انسان اكنون براي خود و يا براي همراهان و همنوعان خود ايجاد ميكند ناشي از بدحالي است، و اگر حال او «گرديده» و تغيير داده شود به حالي بهتر، رنج و مصيبتهاي او و نيز رنجها و مصيبتهايي كه بر ديگران رواميدارد نيز كاسته و يا رفع ميشوند.
پس حال كه خوشبختي و احساس رضايت به «حال» است، و حال كه زمان در أستانه سال نو است، و حال كه همه چيز جهان و هستي ييرامون ما در أستانه گشتن و دگرگشتن است، كاش اين نيايش را تنها نه در هنگام گشتن و دگرگشتن سال. كه در همه روزهاي سال بازخوانيم. باشد كه خداوند مهربان حال ما را بگرداند به حالي نيكوتر.
و اگر باور داريم كه پايان بسياري از رنجها و رنجآوريها با دگر گشتن «حال» ممكن ميگردد، و اگر باور داريم كه خداوند ما را جانشين و نماينده خود بر اين زمين دانسته است و ما را در انجام وظيفه سترگ جانشيني خود ياري نيز مي دهد، اين باور را نيز در دل خود بيابيم كه ما نيز ميتوانيم به اندازه توانايي مان، حال «بدحالان» پيرامون خود را بگردانيم به حالي بهتر. و می توانیم بكوشيم تا در آستان این سال نو، از رنجي كوچك هم كه شده برهند؛ تا به أرزويي از أرزوهايي خود دست يابند، و می توانیم در طول سال نیز يكوشيم تا با لبخندي مهرآميز، با هديهاي كوچك، با خبري خوش، با اعطاي حق، با بخشيدن اطلاعاتي كه براي ديگران نيز سودمند است، حتي با يك «سلام» و گاه با يك جمله «حق با شماست» یا «دوستتان دارم»، موجب گرديم تا حالشان بگردد به حالي بهتر.
باری، در آستانه این دیگرگونی سال، سال نو را به شما دوستان دیده و نادیده ام که با پيامهای مهرآمیز تان -هم به خاطر از دشت آهوان و هم به خاطر فرهنگنامه کومش- برای خوش حالی من کوشیده اید، فرخنده باد می گویم و برایتان همواره حالی خو ش آرزو مندم.